home.p
biography.p
gallery.p
works.p
articles.p
links.p
contact.p

     قبل

مظهر خالقی ،آوازی ماندگار

هر ملتی با فرهنگ خاص خویش، نگرشی گوناگون به مسایل پیرامون خود دارد . زبان و گویش هرقوم به گونه ای می تواند ملتی را از مرزهای جغرافیایی خود جدا سازد . دیرینه گی تمدن  ساختارهای بنیادی آن مردم و ریشه های نژادی در این تفاوت نقش تعیین کننده دارد. اگر چه در دنیای امروز مرزهای قومی در هم نوردیده و بنیادهای نژادی در هم حل گشته اما هنوز میتوان بافتهای اساسی و بکر یک تمدن را جستجو و با نگرشی عمیق به ساختارهای یک نژاد و ملتی پی برد . کردستان منطقه ای با موقعیت جغرافیایی گونا گون با تفاوت گویش در هرقسمت و مرزهای خویش با کشورهای همسایه، فرهنگی عجیب و افسانه ای را در چارچوب اقوام و نژادهای اطرافش داراست.

موسیقی در کردستان یکی از اجزاء در هم تنیده زندگی انسان کرد است . ازکودکی با آوای لالایی مادران ، ناله شمشال و نغمه دو زله شبانان آوازهای لاو ک وحیران  گوش جان می سپارند. در شادی و اندوه بانوای سرنا و نرمه نای ودهل احساسات رقیق خویش را لطیف کرده و روح اهورایی خویش را در سماء و پایکوبی در شادمانیهاشان صاف و صیقل می بخشند.

انسان کرد به دلیل وابستگی شدید خویش به آب و خاک و آسمان و زیستن در دامنه های سر سبز کوهپایه های سر به فلک کشیده زاگروس، در امتداد رودخانه های خروشانی چون الوند و سیروان، همواره در حال ستیز و ستایشی  ناهمگون با عناصر حیات بوده است . آوازهایی که در دل تاریخ پر فراز و نشیب مردمی سینه به سینه و دست به دست گردش نموده ، چون سنگهای صاف بستر رودخانه ها صیقل و تراش یافته. و تاریخ این ملت ، حکایت عشقهای ناکام و از دست رفتن عزیزان  است و یادگار تلخیهای راه ملتی در طول ناهموارمسیرشان وعشق پاکشان به تمامی عناصر زندگی است.

نغمه ها و ملودیهای کرد در مناطقی که همسایگی و تداول فرهنگی و اجتماعی بافرهنگهای ترک، فارس، ترکمن ، آسوری و عرب داشته بویی از آن فرهنگ را به عاریت دارد. زبان در پنج منطقه کردستان با لهجه وگویشهای متفاوت یکی از اساسی ترین عواملی ست که باعث اختلاف در بافت ملودیک نواهای هر منطقه گردیده است بطوری در اورامان شیوه اجرا و خواندن یک ملودی با منطقه بادینان اختلاف فاحش دارد .

حس و استعداد آواز ، همزاد حسی است که با هر فرد بشر زاده شده و با او عجین می گردد و این استعداد همزاد اگر با شناخت و آموزش همراه شود در آینده به بر می نشیند. در کردستان مردان مختلف با سلیقه های گوناگون دست به اجرای آوازهایی زده اندکه نسبت به بافت پنج ناحیه کردستان دارای ویژه گیهای خاص بوده است. روی سخن در این بحث با کردستان ایران است که به دلیل مجاورت با عراق ، ترکیه و مناطق فارس نشین در هر منطقه با توجه به گستردگی اقلیمی بو و رنگی متفاوت به گوش می رسد . چهار منطقه  بادینان ، موکریان ، اردلان و هورامان و در امتدادشان گرمیان در کردستان ایران این ویژگیها را به وضوح نشان می دهند .

ریشه های ساختاری موسیقی مانند  فواصل ، گردشها ، نتهای در آمد ، ایست فرود و شاهد در تمامی کردستان شباهت نزدیکی به هم دارند . تولید صوت از حنجره و نای در هر ناحیه متفاوت است ، گاه شاهد شنیدن نغمه هایی هستیم که خالقش تنها با دهانی بسته در دهان و کاسه سر تولید کرده و یا نوایی که در حنجره و تنها در دهان با باز گردانی تنفس تولید گشته . صدای بم و رگه دار و دارای فرکانس های اضافی هارمونیک از بهترین صداهایی است که در کردستان مورد توجه قرار داشته است ، این نوع حنجره حالتی حماسی و اسطوره گونه به نغمه ها می بخشد وسعت صوت خواننده همواره در رده های بعدی قرار داشته است . رسایی کلام و طنین حنجره از بهترین خصوصیات یک خواننده بوده. هر چه فرد بتواند حالت و موزیکالیته یک تم را با گویش درست در کنار کوک خواندن و حفظ ریتم داشته باشد ازنظر اهل فن مورد قبول تر می باشد . تربیت و آموزش موسیقی در کردستان به همان شیوه تجربه و یادگیری شخصی بوده و از این آزمون کمتر کسی سر فراز بیرون میآمد ، تنها افراد با هوش و استعداد می توانستند این راه را با نتیجه طی کنند تمامی خوانندگان برای نشان دادن هنر خویش در مجالس شادی و عروسی حضور پیدا میکردندو موفق ترین کسانی بودند که شنودگان زیاد تری داشتند، البته‌ به تجربه خوانندگانی را معروف میدیدند که ترانه های شاد تر و بزمی تر می خواندند.

در دوره ای که مردانی چون علی اصغرکردستانی، حسن زیرک ، محمد ماملی ظهور کردند هر یک با سبک و شیوه ای متفاوت هنر آواز کردی را دچار دگرگونی نمود والبته با پیدا شدن پدیده رادیو و بعد ضبط صوت توانستند آواز کردی را به گوش شنوندگان برسانند. به دنبال این ناموران که هر یک از قسمتی از کردستان ایران درخشیده بودند . مظهر خالقی نیز به جرگه خوانندگان راه یافت . پیش از بحث در مورد او و سبک و سیاقش می توان تعریفی از هنر شهری و بومی نمود. در دو نسل پیش از ما درکردستان به دلیل دارا بودن بافتی بومی به سختی مرز بندی شهر و دهات را می توان در نظر گرفت.  فرهنگ موسیقی بومی یا غیر شهری بسیار دست نخورده تر از موسیقی شهری است ، آوازها و نواهایی که توسط خوانندگان غیر شهری اجرا میگردد . دارای اصالت و چارچوب پاک و دست نخورده بومی است . صدای آوازخوان همانطور پر حجم وحشی و خشدار است ریتم از حالت مترونمیک خارج می گرددکلام با همان سادگی ملودی جاری است، و دیالوگ همان قصه های عاشقانه تراژدیک و رمانتیک را بیان می کند ، احساس درونی آواز و ملودی را به راحتی می توان دریافت.  به عبارتی رنگ و بوی فولکلوریک را به تمامی ، و بر اساس ساختارهای موزیک کردی می توان در آن نغمه هاو نواها جستجو کرد. و بطور معمول همراه وکال یک ساز بادی یا زهی و در ترانه ها هم سازی کوبه ای همراهی کننده خواننده می باشد. موسیقی شهری باز یافتی از تفکری نو تراست، آن رنگ و هوای فولکلور کمتر در آن دیده می شود اصوات پیچیده تر و ارکستر و ساز بندی تکمیل تر گردیده و دارای فضایی پیچیده میگردد. آواز نیز در این میان با تفاوتی زیاد از نوع بومی میباشد خواندن و جنس صدای آواز خوان دیگر آن اصالت ها و فضای سنتی را ندارد ادای کلام دگرگون میشود لهجه به زلالی نوع قبلی نیست حتی وسعت و حجم صدای خواننده به قوت وتوانای نوع قبلی نمی باشد.

در روزگاری که خواننده پر آوازه کرد حسن زیرک در اوج شهرت بود ، مظهر خالقی پا به میدان هنر آواز گذارد ، هنرمندی که در سالهای ابتدایی کارش فاقد شهرت و استقبال مردم و حتی اهل موسیقی گردید،امادیری نپاید که خود بنیان گذار شیوه و سبکی متفاوت با هم عصرانش گردید. گرچه سالها از ورته هنرجدا شده ولی جای پایی محکم و ماندنی بعد از خویش برای اهل موسیقی کرد بجای گذارده.

خالقی در ابتدا به یادگیری آواز دستگاهی و ردیفی موسیقی ایرانی همت گمارد. دیری نکشید خود متوجه این واقعیت گردیده که حنجره و توانش برای آواز ایرانی ساخته نشده و او جز ارتباط با فرهنگ مادریش نمی تواند در عرصه هنری دیگر قدم بردارد. در اولین آثار مظهرناپخته گی و نزدیک بودن صدا و نغمه هایش به دستگاهای ایرانی مشهود است ، نوع نگرش و آواز او بدلیل داشتن اصلوب صحیح آموزش ردیفی بسیار به خوانندگان فارس زبان شبیه است ، حتی عده ای معتقدند خالقی آواز ایرانی را با شعر سورانی باز خوانی می کند. بافت صوتی خالقی ، محدوده صدا ، حجم ، حدود زیر و بمی خاصش به شیوه ای محدود توانسته یک غالب صوتی آوازی مشخص و ممتاز بیافریند ، بی اغراق شاید کم وسعتی صدای اوست و نبود تن های زیر و بم برابر یا بقولی اکتاو زیر و بم باعث این فرم آواز گردیده و بدون شک این نوع حنجره تنها به کمک دستگاهای صوتی می تواند حالتها و نوانسهایش را ارائه دهد. این کمبود خود باعث ساختن و پرداختن یک امتیاز و یک سبک گردید.

زلالی و نوانسهای صدای خالقی و آرامشی که در خواندن او جاریست ، گزشها و نتهای گلیساندو که در اصل تقلیدی از حالت سازهای زهی است و تاکید وی به روی بعضی از کلمات و مکث هایی که در طول خواندن به صدایشان می دهد توانسته آرایشی جدا از هم دوره هایش در آواز کردی با روش خواندنش ارائه دهد. جدا از این توانائیها بدلیل آموزشی که از قبل در موسیقی آوازی و ردیفی ایرانی داشته ، کوک خواندن و در ریتم بودن را به کلی و دقیق درک نموده و در اجراهایش به خوبی از این اصول تبعیت می نماید( نکته تفاوت یک خواننده با سبک موسیقی شهری از خوانندگان محلی، دانستن اصول اجرا ، کوک بودن صدا و حفظ ضرب آهنگ است )  که این مسائل به طور لازم و کافی در آوازهاو ترانه های خالقی مشهود می باشد.  ریتم خواندن آواز با وزن آزاد یا بقولی خواندن مقام توسط ایشان دارای وزن وایقاع معلوم و مخصوص است . زبانی که خالقی با آن دردیالوگ آوازهاو مقامهایش تکلم دارد همان زبان مادری ایشان کردی اردلانی میباشد که با همان نوع لهجه و وکال واقعیش ادا میشود و این یکی از رازهای موفقیت و تفاوت مظهراز هم دوره هایش است ، گویایی کلام و حالت و لهجه او نیز حتی در آثاری که به زبان سورانی می خواند او را با هم کارانش و حتی خوانندگانی که همان آثار را خوانده اند جدا می سازد. امتیاز دیگر وی دارا بودن بهترین نوازندگان و ارکسترهای دوره خو د است ، اقبال خالقی به همان مقدار بلند بود که نقطه مقابلش در همان زمان خواننده موکریانی محمد ماملی از آن بی نصیب بود.( ماملی با تمام توانایی و قدرتی که در کار و هنرش داشت ، تمامی آثارش با نوازندگان آماتور و معمولی اجرا و ضبط گردید.) هنرمندانی چون " یوسف زمانی ، عبدوالصمدی ، میرزاده و...  او را یاری وآثار به یاد ماندنی و ممتازی را در تاریخ موسیقی کردی تصنیف نمودند که با صدای مظهر کامل گردید. نکته مورد اهمیت دیگر تمامی ضبط های او در استودیو های حرفه ای و خوب با بهترین امکانات آن زمان انجام گردیده و حتی آثاری را با ارکستر حنانه در تهران ضبط کرده اند. اگرچه بیشترین آثار وی باز سازی و تقلیدی از گذشتگان است اما او به راحتی و جرات توانسته جای پای ذوق و سلیقه خود را در ترانه ها به جای بگذارد و اگر شنونده دقت به این موضوع ننماید این آثار را تصنیف و ساخت قریحه خالقی میداند. صدای او حتی در غمگین ترین و عاشقانه ترین ترانه ها که حکایت عشقهای بی نتیجه و ناکام است تو را به اوج تراژدی جاری در کلام و شعر متن می رساند و این باور را به شنونده وارد می کند،و نشانه بیان قوی وی در خواندن متن ها و اشعارش میباشد . او با تجربه و شناختی که از فرهنگ فولکلور پیدا نمود توانست با انتخاب بجا و درست اشعارترانه هایی را که بارها با یک نوع بند و شعر تکراری باز خوانی شده بودن را با عناوین شعری ادبی تر و داستان گونه بیان و اجرا نماید ، زیبا ترین آثاری از خالقی بجای مانده قطعاتی است که حالت دو ریتمی و دو عنوانی است که در قسمت نخست ملودی و مقدمه با وزنی سنگین و کشیده اجرا میگردد، و در قسمت دوم با پاساژ و نتهای گذر موسیقی اتصال بین ملودی ابتدارا با ملودی ریتمیک و تندقسمت دوم ایجاد می کند ، که حالت درون گرایانه و فلسفی قسمت اول به شادی و امیدی ماندگار در ملودی دوم تغییر می یابد ، اگرچه تکرار بندهای قرینه در یک ترانه از خصوصیات موسیقی فولکلور است با اینکه یک بند در هر ترانه شاید چهار یا پنج مرتبه تکرار گشته اما با لطافت و هنر انتخاب شعر و حالت خوانیهای مظهر شنونده آن احساس تکراری و یکنواخت را از ملودی ترانه برداشت نمی نماید. آوازهایی که در بین تصانیف و ترانه های مظهر خالقی اجرا می گردد همگی دارای سبک و روشی یکسان هستند و به جرات می توان گفت توانایی ایشان در ترانه ها و آثار ضربی بیشتر میباشد ، خواندن مقام بر اساس مقامهای مناطق کردستان از وی در آثار ضبط شده دیده نشده ، خالقی با شناخت و توانایی که در ردیف موسیقی ایران داشت سعی در دگرگونیهایی در شیوه خواندن آوازهایش دارد . بیشترین این آوازها در دستگاه شور و دشتی اجرا گردیده ، خالقی با شناختی که از وسعت صوت خویش داشت بطور معمول در درآمد شور ، پرده دشتی و بیات راجع و کرد بیات آوازهایش را قرار میدهد. بیشتر هم نوازانی که در جواب آواز بااو همکاری داشتند غیر کرد بودند فضای جوابهای سازها بطور کل در فضای موسیقی فارسی یا ردیف دستگاهی ایران گردش دارد. بهترین ساز و آوازهایی که از مظهر، بجا مانده در کنار هنرمند تکنواز و آهنگسازبزرگ کرد مجتبی میرزاده بود و به جرات میتوان گفت پنجه جادویی او بود که نغمه های فراتر از مرزهای حواس ما را می آفرید، و با گزشها و گردشهای کروماتیکی که با ویولن و کمانچه اش داشت بو و رنگی کاملا کردی به نغمه ها می بخشید. آخرین اثر خالقی کاری مشترک با میرزاده بود و می توان گفت از ماندگار ترین آلبوم های موسیقی کردی است که به جای مانده.

اگر در مقام مقایسه بخواهیم در مورد آثار ارکستری ساخته شده برای خوانندگان کرد یاد کنیم همواره‌ گروه هاو آهنگ سازانی که برای مظهر خالقی کار کرده اند از بهترین ها بوده اند. درحالی همانطور پیش تر اشاره نمودیم کمتر خواننده معروفی این اقبال را داشت که با بهترین های عرصه موسیقی همکاری نماید حتی خواننده پر آوازه ، حسن زیرک نیز تعداد معدودی از کارهایش با گروه های خوب اجرا شده.

شاید تمامی قطعاتی که امروز میتوان از آن ملت کرد دانست همان کارهای ثبت گردیده است ، به عبارتی آنچه ضبط گردیده حتی باکیفیت نامطلوب شناسنامه هنری این ملت است که به یغما نرفته. چرا که با تاسف بسیار در میدان کار در موسیقی ایرانی برای تغییر و رونق بازار کار عده ای سود جو، که از کردهای موسیقی دانی هستند که در ضمینه موسیقی ایرانی فعالند، ملودی هایی را که شناسنامه فرهنگی قومی کرد است را به بهایی ارزان برای شهرت خویش ، کلام فارسی برآن می نهند و به مجموعه آثاری که وارد موسیقی ایرانی گردیده می افزایند ، و عده ای جسورانه تر نام آهنگ ساز این گنجینه ها را بر خود می نهند . به افتخار می توان گفت خوانندگانی چون حسن زیرک،محمد ماملی مظهرخالقی ،خلیل صدیقی، حشمت الله لور نژاد ، عزیز شاروخ و... با اجرا و باز خوانی این گنجینه نوا های کردستان از به تاراج رفتن و به نام بیگانه ثبت شدن گوشه اندکی از آوازهای کردی همت گماردند .

در اینجا میتوان ازدیدگاه زیبایی شناسی مقایسه ای هر جند گذرابر آوازهای خالقی داشت در سالهایی که رقابت در تولید و باز خوانی ملودیهای گذشته گان رواج داشت، از این میان تنها حسن زیرک به شهرتی زبانزد عام رسیده بود ، او گرچه قابلیت های بو می فولکلوریک خاص داشت اما از نظر زیبایی شناسی هنری آثارش جای نقد و بحث داشت . چرا که زیرک با نوع خواندن و لهجه و ملودیهایش تحولی ژرف در ترانه خوانی و ملودیهای کهنه بر جای گذارد گرچه از دیدگاه اهل فن او با کلامی عامیانه می خواند و در بیشتر موارد صدایش خارج می گردید و حتی از ضرب می افتاد . و ایرادهای فنی فرآوان برکارش وارد است اما در دل عوام و اکثریت جامعه جایگاه شاخصی یافت . در حالی که مظهر خالقی گنجینه غنی از کلام و شعر کردی را همراه داشت و از دفتر شاعران بنام کرد کلام را انتخاب می نمود و حتی شاعرانی چون " سواره ایلخانی زاده" برایش شعرمی سرودند، خالقی جای پای موسیقی هنری را در کردستان ایران پایه ریزی کرد، البته پیشتر ها " سید علی اصغر کردستانی " با همان جند تصنیف و آوازهایش که بویی از موسیقی سنتی ایران را داراست، بنیان های موسیقی هنری را در کردستان ایران مهیا نموده بود . در جامعه ای که هنوز به هنر مند به چشم لوتیان و مطربان دون پایه می نگریستند مردانی چون زیرک و. . . با کار و هنرشان برای ما راهی را گشودند که بتوانیم وام گیر هنرشان و پی گیر کارشان باشیم . مردانی چون خالقی اعلام نمودند که می توان در کنار آوازهای شاد پایکوبی نغمه های اندیشمند با اشعاری از شاعران بنام و اجراهایی در خور با گروه های بزرگ حرفه ای داشت . در جامعه ای که هنوز آموزش  هنری معنایی به سزا ندارد و هنرمند جایگاه خویش را نیافته ، پرورش هنرمندانی چنین بس دشوار می نماید و تنها و تنها عشق به هنر مادری و زبان و فرهنگ است که راهبر وپشتیبان این بزرگان است.

 


A
ll Right Reserved 2007 @ by DesignArt
The Template Designed By DesignArt Group @
www.honaretarahi.com
کپی برداری از این سایت یا استفاده از محتوای آن با ذکر منبع مجاز می باشد.